حجت بقایی

hojjate baghaei

درد دل خبرنگاری - خبرنگاری آرام آرام مردن است .
ساعت ٥:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٥/۱٧   کلمات کلیدی:

ای کاش هیچ وقت خبرنگار نمی شدم ، تا اینقدر درد نبینم و درد نکشم .

ای کاش هیچ وقت خبرنگار نبودم تا ندانم و آرامش فکری داشته باشم .

کاش هیچ وقت خبرنگار نبودم تا فرصتهای خوش زندگیم برای خودم بود .

کاش خبرنگار نبودم تا در لحظات مهم زندگیم در کنار خانواده ام بودم .

کاش هیچ وقت خبرنگار نبودم تا دلم را به تشویقهای الکی خوش نکنم و آخرش هیچی .

کاش خبرنگار نبودم .

خبرنگاری درد است . غم است ، غصه است ، زجر است ، آرام آرام مردن است.

Journalism Slowly dying

این را من می گویم . برترین خبرنگار سال 1377 ارشاد -1378 ایرنای تهران - 1378 صداوسیما - 1379 صداوسیما - 1380 جشنواره خبر - 1382 ایلنا - 1383 از فعالترین خبرنگاران بم -1383 برترین خبرنگار حوزه تجارت الکترونیک - 1389 خبرنگار فعال قرآنی - 1388 خبرنگار فعال استان گیلان -1389 از رادیونگاران برتر - 1391 خبرنگارفعال گیلان و. . .

این را من می گویم خبرنگاری که از سوی روءسای صداوسیما و خبرگزاریها ، وزرای ارشاد - بازرگانی - صنایع و معادن - مقامات مختلف استانداری تهران - مدیران نهاد ریاست جمهوری - نمایندگان مجلس و . . . بارها و بارها تشویق شده است .

این را من می گویم ، خبرنگاری که چندین و چند بار در ماموریتهای خبری مرگ را تجربه کرده است .

من الآن از نظر خودم خبرنگار خوبی نیستم ، چون نمی توانم حرف بزنم . خبرنگار موقعی خبرنگار است که بتواند حرف بزند . . .

متاسفم برای خودم چه دارم ذره دره می میرم و هیچ وقت جسارت گفتن بسیاری از حرفها را پیدا نخواهم کرد . مرگ در سکوت گوارایم باد . . .

Death In Silence For me congratulations