حجت بقایی

hojjate baghaei

پدربزرگ و دایی ام سردسته بودند .
ساعت ۱٠:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۸/۳   کلمات کلیدی:

خدا رفتگان شما را بیامرزد . پدربزرگ مادری ام و دایی ام سردسته هیات زنجیرزنان بودند .(( روحشان شاد ))

و پدر و مادر و فامیل از من هم چنین انتظاری داشتند . ولی من همه اش دنبال کارهای فرهنگی و هنری بودم . زنجیر زن خوبی هستم ، اما هیچ وقت دنبال سردسته شدن نبودم .

هر وقت محرم که می شود . مادرم ازمن به خاطر این قضیه ناراخت است.(( می گفتم چرا به برادرم نمی گویی یا به برادرزاده هایت، می گفت: تیپ تو برای سردستگی هیات ساخته شده است. ومن فقط نگاهش می کردم)) خدا کند که یک روز بداند تولیدات فرهنگی که من از سالیان گذشته به عشق امام حسین(ع) و حضرت عباس(ع) تولید می کردم کارایی بسی بیشتر از سردسته شدن در هیات مان دارد . . .

در دوران دبیرستان با گروه تاتر مدرسه تعزیه تمرین می کردیم . و بعد از پایان دوران خدمت هم یک راست تصویربردار و تدوینگر و برنامه ساز صداوسیما شدیم . و دیگر در ایامی چون محرم همیشه در خدمت اداره بودیم . (( خدا قبول کند ))

و مرا به خاطر برآورده نکردن آرزوی مادرم ببخشاید .))