حجت بقایی hojjat baghaei

گزارش - نماهنگ - مستند - فیلم - عکس

ترانه رنگین کمان آقای عیوضی را خیلی دوست دارم .
نویسنده : حجت بقایی - ساعت ۱٠:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٥/٢٩
 

در آینده ای نزدیک شبکه آیفیلم روزگار جوانی را می خواهد پخش کند ..

با ترانه رنگین کمان آقای عیوضی خاطره ها دارم . . .

دوستان قدیمی ام هرکس یک کپی از آن نماهنگها را که ما کار کردیم دارد برایم ارسال کند .

این کارها فکر کنم برای سال 1377 یا 1378 باشد . . .

دلم می خواهد آن را به پسرم نشان دهم . . .

مثل یک رنگین کمان هفت رنگ . . . .  . . .  . . . . . .

با آهنگ و ترانه آدما هم خیلی کار کردیم . اما نمی دانم چرا آن زمان رنگین کمان برایم جذاب تر بود .

یادم میاد برای تولید آن کار به سختی آقای عیوضی را راضی کردم . و قول دادیم یک بار بیشتر پخش نشود. و خداییش هم سر قولمون وایسادیم . . . دلیل مخالفت به خاطر این بود که نماهنگ طنز است . . .


 
 
تولید مستند به زبان فرانسوی را خیلی دوست دارم .
نویسنده : حجت بقایی - ساعت ۱٠:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٥/٢۸
 

یک زمانی بود که در برونمرزی رفت و آمد داشتم . وبرای تولید مستند و نماهنگ از ایشان ایده و موضوع می گرفتم . . .

آن زمان محصولات تولیدی ما به زبان فرانسوی فقط در شبکه ویدیویی پخش می شد و امکان پخش تلویزیونی را نداشتیم و همچنین با رایزنی هایی که شد برخی از این فیلمها از طریق سفارت در شبکه های فرانسوی زبان پخش شد . . .

اما الان دو شبکه فرانسوی زبان هستند که فیلمها را پخش می کنند . . . دنبال سوژه های مناسب می گردم . . .

در حال رایزنی هستم تاببینم می توانم تیم تولید را جمع کنم یا خیر . . .


 
 
تولید مجموعه گزارش با موضوع سیستمهای صوتی و تصویری
نویسنده : حجت بقایی - ساعت ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٥/٢۸
 

با جمعی از دوستانم در پشتیبانی فنی صدا وسیما در حال آماده کردن شرایط تولید مجموعه گزارشاتی دربارهء سیستمهای صوتی و تصویری هستم . . .

فعلا می خواهم با تولید بسته های گزارشی تخصصی شروع کنم تا بعد . . .


 
 
آشنایی با فیلمنامه نویسان بزرگ
نویسنده : حجت بقایی - ساعت ۸:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٥/٢۸
 

به واسطه حضورم در ارشاد به عنوان مدیر تولید یک شرکت فیلمسازی فیلمنامه های بسیاری برای تولید به ما پیشنهاد می شود . که اغلب سوژه های ویژه هستند . که ما این سوژه ها را کار نمی کنیم . . . .

در این بین برخی فیلمنامه ها عالی و فوق العاده اند . که خیلی دوست دارم از همکاری فیلمنامه نویسان آنها در تولید استفاده کنم .

فردا قراراست به اشکورات رفته و تولید دوگزارشم را تمام کنم . بعد می روم و با تک تک ایشان صحبت می کنم تا ببینم چطور می شود باایشان همکاری کرد . . .

احتمال دارد خودم نروم و بگویم یکی از دوستان که درآن حوالی است . کار را تمام کند . . .

چون گزارش است . زیاد حساس نیستم . . . . . .


 
 
ویدیوآرت و نماهنگ بهترین رسانه تبلیغاتی
نویسنده : حجت بقایی - ساعت ٤:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٥/٢۸
 

بهترین راه تبلیغات تولید نماهنگ و ویدیوکلیپ است .

این ویدیوها رسانه نمی خواهند . چون خود رسانه اند . فقط باید خلاقیت و هنر داشته باشید .

تاثیر و ماندگاری آنها چشمگیراست ...


 
 
خاطرات جبار
نویسنده : حجت بقایی - ساعت ٧:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٥/٢٧
 

پس از مدتها دیشب یکی از دوستان (ع،حسین پور) مجموعه طنز خاطرات جبار را دادند .

من هم سه ایده به ایشان دادم که تایید کردند . قرار شد تا یک ماه چند قسمت آماده کنم .

امیدوارم شرایط طوری باشد که بتوانم از عهده این کار برآیم ...


 
 
مجموعه هنر در مترو
نویسنده : حجت بقایی - ساعت ٤:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٥/٢٧
 

در گوشه ذهنتان صد در صد بخشهایی از آن حک شده است ...

ذکر خاطرات برنامه سازی فقط جهت اطلاع دوستان همکاری است که قصد همکاری با ما را دارند ...

آن روزها که تولید مجموعه شمال تهران جنوب تهران برعهده ما بود ... تصاویربسیاری از مترو در آرشیوم بود.آنقدر با آن تصاویر کار کردم که نتیجه اش چند نماهنگ شد.آنها را به آقای قربانی نشان دادم ایشان هم گفتند ببر برای پخش ...

آن تصاویر رابردم.بهمن یا دی سال1378 بود. اوایل کار شبکه خبر ...

برنامه پخش شد . من 5 قسمت آماده داشتم . هر 5 قسمت پخش شد . بعد شبکه تهران هم برنامه را خواست . که بعد از آن بود که با آقای حسینی و فراهانی هماهنگ کردیم برای هماهنگ تولید آن زمان هم حاج آقاوفسیان و هم جناب نورالدینی خیلی حمایت کردند . چند قسمتی که تولید کردیم . بعدش درگیر کارای دیگر شدم ((مجموعه هلی کوپتر امداد )) که بعد از حدود یک سال با مشارکت متروشهری ادامه همین کار تولید شد ولی این بار با یک تیم دیگر که البته در این تیم هم مسئولیت هماهنگی ها و بخشی از تدوین و تصویرها با من بود ...از 1380 دوباره تولید کردیم تا حدود 1382 البته این بار دیگر روتین نبود . هر سری 5 قسمت آماده می کردم . . .

در تولید این برنامه با فیلمسازان ومستندسازان بزرگی همکاری داشتم .و صد البته بامدیرانی که اکنون هرکدام مسئولیتهایی دررسانه هادارند ...

به همین خاطر ازذکراسامی خودداری می کنم . . .

-------------------------------------------------------------------

 1378 الی 1382 مجموعه گزارش تلویزیونی :

هنر درمترو

Tv Reporter : Art in the Metro

این مجموعه در شبکه تهران و خبر پخش می شد . به دوصورت هم تولید کردیم هم به صورت نماهنگ و هم به صورت مستندگزارشی .

تهیه کننده این مجموعه چند نفر بودند .  امااستارت آن درسال 1378 با هماهنگی مدیریت مترو تهران زدیم . . . 

تهیه و تدوین اکثرقسمتهای آن با من بود . گزارشگران بسیاری هم با ما همکاری داشتند

که در شبکه تهران-خبر-جام جم و همینطور درباشگاه خبرنگاران ...

چند روز پیش رفته بودم تهران یک سر رفتم مترو باز هوس کردم کاری کنم.

اما دیگر کسی نیست آن حمایت را کند ...

اگر حامی پیداکردید در خدمتیم ...

 

Art in The Metro

 Reporter and Video art for : Irib Tehran and  Irinn


 
 
این کودک ترسید
نویسنده : حجت بقایی - ساعت ۱٠:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٥/٢٦
 

بالاخره فیلمنامه : این کودک ترسید را تمام کردم .

Screenwriter : The children feared

داستان مربوط به یک خواهر و برادراست که مادرش نگهداری از خواهر را به برادرش می سپارد و در این بین ماجراهایی پیش می آید . .

داستان این فیلم را خیلی دوست دارم . . .

روستای مناسب تولید این فیلم  . . .

یک روستا در اطراف لنگرود  و   این طرف  یک روستا در مرجقل را انتخاب کرده ام که هر دواینها برای تولید این فیلم مناسبند . . .

 


 
 
شاهزاده ها در خانه های محقر
نویسنده : حجت بقایی - ساعت ۱٠:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٥/٢٦
 

 مجموعه گزارش اجتماعی :  شاهزاده ها در خانه های محقر

 

 

Collection social report : A prince In a poor house

reporter : hojjat baghaei

With tips : Faculty of Social Sciences
Tehran University -

 


 
 
اتاق بازرگانی تهران
نویسنده : حجت بقایی - ساعت ٤:٤٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٥/٢٦
 

دوستی پیشنهاد فوق العاده ای را دادند که برایم بسیار ارزشمند است . . .

 همکاری با اتاق بازرگانی تهران فرصتی گرانقدر برای من خواهد بود .


 
 
جشنواره فیلم مستند ایران به زودی فراخوان می دهد .
نویسنده : حجت بقایی - ساعت ۱٠:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٥/٢۱
 

مستندتلویزیونی آتش نشانان و فیلم مستند عینک شکسته  را خیلی دوست دارم برای جشنواره فیلم مستند ارسال کنم . اما فعلا انگیزه ای برای حضور ندارم . . .


 
 
طرح مسابقه ای جذاب
نویسنده : حجت بقایی - ساعت ٥:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٥/٢٠
 

در جلسه ای که با حضور اساتید و دوستان عزیزم برگزار شد . با تولید یک مسابقه ویدیویی موافقت شد . . .

قرار شد برای تامین بودجه جلسه ای با دوستان سرمایه گذار بگذاریم . که به امید حق تولید آن را شروع کنیم .

این مسابقه به دلیل ویژگیهای هیجانی اش با استقبال تماشاچیان حاضر و مخاطبان شبکه ویدیویی مواجه خواهد شد . . .

برای امتحان ما یک تست انجام دادیم کار عالی جواب داد . اما با این بودجه شروع تولید سخت است . . .

این مجموعه حداقل در 50 قسمت تولید خواهد شد . دو شرکت پخش ویدیویی قول پخش آن را از شبکه ویدیویی و تبلیغ مناسب حامیان را به مادادند که این قول به صورت مکتوب خواهد شد .

من از این درگیریها خوشم نمی آید . از وقتی درگیر برنامه ریزی شده ام دیگر نتوانسته ام آنطور که باید و شاید در خدمت دوستانم در تولید باشم . . .


 
 
دعوت فرانسویها ازفیلمسازان ایرانی به ساخت یک فیلم با یک موبایل در یک دقیقه
نویسنده : حجت بقایی - ساعت ۱۱:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٥/۱٩
 

یازدهمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم‌های موبایلی فرانسه، از فیلم‌سازان ایرانی برای ارسال فیلم‌هایشان به این جشنواره دعوت کرد.

این دعوت در راستای همکاری‎های جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران با جشنواره فیلم‌های موبایلی فرانسه است. جشنواره‌ای که با حمایت سازمان ملل متحد در زمینه تغییرات آب و هوایی برگزار می‌شود.

این جشنواره آثاری با محدودیت زمانی ۱ دقیقه که با گوشی موبایل ساخته‌شده‌اند را با موضوع تغییرات آب و هوایی به نمایش خواهد گذاشت. جایزه بزرگ جشنواره به مبلغ سی هزار یورو در مراسم اهدای جوایز به تاریخ ۷ دسامبر برابر با ۱۶ آذر به اثر برگزیده جشنواره اعطا می‌شود.

هر فیلم‌ساز می‌تواند تنها با یک فیلم در این جشنواره شرکت کند. مهلت ارسال آثار به این جشنواره تا تاریخ ۲۸ سپتامبر برابر با ۶ مهرماه است.

منبع : روابط عمومی انجمن سینمای جوان ایران


 
 
از تنهایی ام دلم بدجور گرفته
نویسنده : حجت بقایی - ساعت ۱۱:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٥/۱٩
 

 احساس غربت شدیدی می کنم.

لذت می برم با احساس غربتم .

چون حس می کنم باید تنبیه شوم .

به خاطر آن تصمیم غلطی که گرفتم .

تصمیمی که تمام گذشته ام را ازمن گرفت.

مرا از دوستانم دور کرد.

آینده روشنم را تاریک ومبهم کرد.

نه خداییش نباید خودم را تنبیه کنم.

از تنهایی ام دلم بدجور گرفته .


 
 
آنطور که شما رفتی !
نویسنده : حجت بقایی - ساعت ۱٠:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٥/۱۸
 

این بار که رفته بودم تهران . به دوستم زنگ زدم . قرار گذاشتم بروم ببینمش .

به من گفت بیا جلوی ساختمان شیشه ای از حراست بپرسی راهنماییت می کنند .

رفتم داخل جام جم . سوار مینی بوس شدم . جلوی ساختمان شیشه ای و بعد جلوی اطلاعات(حراست) .

پرسیدم ، مرا راهنمایی کردند .  و از اینجا دیگر یک کم با شرمندگی رفتم . آخر ایشان به من نگفتند که شدند مدیرکل . . . . . . در حد همان چایی نوشیدن نشستم و بلند شدم .

گفتم : از سمت جدیدتون خبرنداشتم . و الا باشیرینی می آمدم ...

گفت: آنطور که شما رفتی.ماهنوز شیرینی پسرت رانخوردیم که برسد به ... و خندید ... حالا کجایی؟

راجع به کارم پرسید و وقتی فهمید به گیلان منتقل شدم . به سختی تعجب کرد . و پرسید آیا در گیلان خواهم ماند ؟

من هم گفتم:صد در صد.

در همین حین مدیریت یکی از شبکه ها باایشان قرارداشت. به من گفت :باایست بعد از دوجلسه ای که دارم . ناهارباهم باشیم به یاد دوران دانشجوییمان.

گفتم: خانمم دم در منتظر است . گفت:آفیش می کردی.

گفتم:یه فرصت دیگه ...

گفت :پس خداحافظ. ولی به ماسربزن،می بینمت احساس جوانی و شادابی می کنم.هنوز پرشوری بقایی. نرو برای یک قرن بعد .

از اتاق ایشان بیرون آمدم . از دیدن مدیرشبکه ذوق کردم . خواستم فریادبزنم.آقای مدیر من رفیق ایشان هستم.دوتا طرح سریال دارم . امااز این فکرم خنده ام گرفت . از منشی هاخداحافظی کردم . همه بااحترام ازما خداحافظی کردند . و ما آمدیم . . .


 
 
به مناسبت روزخبرنگار : فقط با آقای بقایی مصاحبه می کنم . . .
نویسنده : حجت بقایی - ساعت ٩:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٥/۱٧
 

در آن زمان که ما خبرنگارجوانی بودیم و برای تهیه گزارش می رفتیم . اغلب گزارشات حوادث مال من بود .

یادمه یک زمان با یکی از مدیران ارشد کشوری قرار مصاحبه داشتم.

ایشان خودشان زنگ زدند و گفتند موضوعی پیش آمده و باید اطلاع رسانی کنند.

من هم با دکتر احمدی هماهنگ کردم .ایشان برنامه را تایید کردند .

اما در گروه اجتماعی شبکه(ایکس) با تولید موافقت نکردند . برنامه تولید ما لغو شد.

بعد از دو روز مرا به دفتر گروه اجتماعی دعوت کردند . رفتم و گفتند:شما فامیل دکتر ... هستید؟

گفتم : خیر ، چطور ؟

گفتند : ایشان می گویند فقط با آقای بقایی مصاحبه می کنم .

گفتم : نظر لطف ایشان است .

بعد برنامه را دوباره به ما دادند . و ما رفتیم برای تولید مستندگزارشی . . .

از آن روز تا تغییر مدیریت ایشان من رابط فیکس آن سازمان محترم بودم . . .


 
 
یاد شهید جواد فراهانی بخیر .
نویسنده : حجت بقایی - ساعت ۸:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٥/۱٥
 

حجت بقایی + سعید غفاری + شهید جوادفراهانی - - - - - -

شهید جواد فراهانی از آن جمله شهدایی است که کمتر کسی یادش می کند .

روز خبرنگار است و یاد شهدای خبرنگارگرامی باد . و یاد جواد هم بخیر . . .

من تهیه کننده - سعید گزارشگر و جواد تصویربردار . . .

مجموعه مستند زلزله قزوین -

مجموعه گزارشهای برترینهای تهران -

مجموعه شمال تهران جنوب تهران -

و . . . . . .


 
 
دوربین را بردار بریم . . .
نویسنده : حجت بقایی - ساعت ۱۱:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٥/۱۳
 

دوربین را بردار و برو .

از میدان توحید شروع کن تا خیابان پارک وی .

هوا گرم باشد .

عرق بریزی .

هیچ کس با تو نباشد .

تصویر بگیر و ببر برای پخش .

خودت هم تدوینش کن .

خودت سوژه داشته باش - خودت تصویربگیر - خودت تدوین کن - خودت ببر برای پخش -

خودت ایراداتش را برطرف کن - وقتی که پخش شود که حالی می دهد . . .این گزارشی بود برای سال 1378 و موضوع بخشی از مجموعه : ازتهران بگو بود .

رفتم تهران . باور کن دوست داشتم برم از توحید دوباره پیاده برگردم تا پارک وی -

اما همه چیز عوض شده . . . هم سوژه عوض شده و هم مخاطبان .

حالا می خواهم کل فیلمنامه را عوض کنم . این بار نامش چیز دیگری است . از زیرگذر توحید شروع می شود . و تا پل پارک وی ختم می شود ... اما نامش نمی دانم چه خواهد شد !


 
 
بازگشت مسابقه فیلم رزمی ایران این بار درقالب : جشنواره فیلمهای رزمی ایران
نویسنده : حجت بقایی - ساعت ۱۱:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٥/۱۳
 

سال 1387 با گروهی ازاساتیدسینما،تلویزیون و هنرهای رزمی دنبال راهکاری برای تبلیغ قدرت رزمی ایرانی درجهان بودیم . . . و دراین راستا با اساتیدبسیاری مشورت کردم . درسال 1389 مسابقه فیلم رزمی ایران را راه انداختیم . درست است که فیلمهای زیادی به مسابقه نیامد ، اما شروع فوق العاده ای بود . اساتید و دوستانم برای برگزاری دوباره آن مسابقه این بار در قالب جشنواره اصرار دارند . در حال رایزنی با چند تن از اساتیدی ((که باشگاه ورزشی دارند )) هستم. که دبیرخانه جشنواره را دریکی از این باشگاهها قرار دهم . البته دوتن از دوستان مصر بر اجرای جشنواره در دفاترایشان هستند که به خاطر اجاره ای بودن ملک مناسب نیستند . . .

راستش دوستانی دارم که فیلمهایی را انتخاب کرده اند و برای حضوردرجشنواره ازآنهادعوت کرده اند.و دوست دارند این جشنواره را بین المللی برگزارکنند.وخودشان هم جزو تیم اجرایی باشند.اما من می گویم به دردسرش نمی ارزد...

برخی کشورهایی که در جشنواره همکاری می کنند : تاجیکستان،افغانستان،عراق،ژاپن،چین،کره،آلمان،فرانسه،امارات عربی متحده،ترکیه،آذربایجان،مالزی،


 
 
فیلم کوتاهی برای جشنواره فیلمهای ورزشی
نویسنده : حجت بقایی - ساعت ٧:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٥/۱٢
 

فیلمنامه ای کوتاه داشتم که موردتوجه یکی از دوستان قرار گرفت و قرارشد که آن را تولید کنند . این فیلمنامه داستانی رزمی دارد . با عنوان : (( پالتوی جنگی ))

البته این فیلمنامه را قبلا با موضوع دیگری نوشته بودم که به پیشنهاد دوستان داستان آن را عوض کردم . . .

 


 
 
هفته فرهنگی ایرانیان
نویسنده : حجت بقایی - ساعت ۳:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٥/۱٢
 

مجموعه مستند گزارشی : هفته فرهنگی ایرانیان تولید 1379

شبکه جام جم -

تهیه کننده : حجت بقایی -

این مجموعه را با حمایت شهید محمودایل بیگی تولید کردیم . . .

کارگردان  : دکتر حامد یاری -

تصویربردار : مجتبی زرگنده ، حسین خیابانی ، حجت بقایی -

تدوین : حجت بقایی ،

امور گرافیک : نوشاددل ،


 
 
آغاز پیش تولید چند فیلم کوتاه در گیلان
نویسنده : حجت بقایی - ساعت ۱۱:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٥/۱۱
 

با همکاری دوستانم : ابراهیمی - راحت طلب - حسین پور - فرامرزی - یکتا - - - تولید چند فیلم کوتاه را در گیلان در برنامه تولیداتمان داریم که تا پایان امسال آنها را تحویل دهیم . . .

مشکل اصلی زمان کوتاه برای تولید است . . .


 
 
صنعت قزوین در راه اروپا و آسیای جنوب شرقی
نویسنده : حجت بقایی - ساعت ۱۱:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٥/٤
 

صنعتگران و بزرگان اقتصادی آلمان،فرانسه،اتریش،کره جنوبی،ژاپن،چین و کشورهای آسیای میانه در راه همکاریهای اقتصادی با استان قزوین :

 

 صنعت قزوین در راه اروپا ،آسیای جنوب شرقی و آسیای میانه


 
 
رمضان 94 در برنامه شمعدونی
نویسنده : حجت بقایی - ساعت ۱٠:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٥/۳
 

رمضان 1394 در چند قسمت (( حدود پنج قسمت )) با برنامه شمعدونی به عنوان تکنسین فنی همکاری داشتم ...


 
 
منتظر گزارشهایی از قزوین و آذربایجان غربی،همدان و البرز باشید.
نویسنده : حجت بقایی - ساعت ۸:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٥/٢
 

با توجه به شرایط پیش آمده در تلاش هستم گزارشهایی از استانهای قزوین،البرز،آذربایجان غربی،همدان تولید کرده و منتشر نمایم .

این گزارشها بیشتر به معرفی توانمندیها می پردازند . و خیلی خوشحال می شوم که از راهنمایی دوستان واساتید در انتخاب سوژه های مناسب بهره مند شوم ...


 
 
قزوین گردشگاه ناشناخته
نویسنده : حجت بقایی - ساعت ٧:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٥/٢
 

مدتی است که بنابه دلایلی درقزوین ترددم زیادشده است.وبه همین دلیل کنجکاوی ام درباره این سرزمین بیش ازپیش شده و ازاین فرصت برای مطالعه دربارهء توانمندیهای این استان استفاده می کنم ... شما هم به این سرزمین جالب سربزنید...

قزوین زیباییهای خاص خودرادارد ...

در پهنه جنوبی رشته کوه های البرز، سرزمینی خودنمایی می کند که امروزه قزوین نامیده می شود.قزوین یکی از شهرهای بزرگ ایران در باختر و مرکز استان و شهرستان قزوین است. این شهر در بلندای ۱٬۲۷۸ متری از سطح دریا واقع شده است.این سرزمین سابقه ای شش هزار ساله در تمدن بشری دارد و حتی برخی باستان شناسان بر اساس یافته های خویش وجود تمدن در سرزمین قزوین را به ۹ هزار سال پیش نسبت می دهند. در طول تاریخ، این شهر به اسامی مختلفی نامیده می شده که از جمله آنها می توان به «آرساسیا» و «راژیا» اشاره کرد.

این شهر باستانی در زمان شاه تهماسب صفوی پایتخت ایران بوده است.و به همین دلیل دارای اماکن و موزه های تاریخی بسیاری می باشد.اولین خیابان قزوین خیابان ایران (خیابان سپه) بود.آب انبار سردار بزرگ ترین آب انبار تک گنبدی جهان در قزوین است.

درمجاورت روستای "گازرخان" قلعه ای ساخته شده و معروف ترین قلعه ایران است. نام این قلعه (( قلعه الموت )) است . هنگامی که بر فراز این قلعه می ایستید و به اطراف نگاه میکنید به ایرانی بودنتان مغرور میشوید و به همت و فکر اجدادتان میبالید،"قلعه الموت" یا "دژ حسن صباح" در بلندیهای رشته کوه های البرز و در استان قزوین قرار دارد.

کلیسای کانتور معروف به «برج ناقوس» در جنگ جهانی دوم در زمان اشغال ایران به دست روس ها در شهرستان قزوین ساخته شد.


 
 
در سانحهء سقوط هواپیمای سی 130 من صفرشدم . صفر صفر
نویسنده : حجت بقایی - ساعت ٧:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٥/۱
 

ماه مرداد ماه خبرنگاران آمد ...

خبرنگارانی که هیچ کس آنها رانمی بیند ولی آنها همه را می بینند ...

و من یک خبرنگاربودم.باافتخارخبرنگارخوبی هم بودم ...

کیهان-ایرنای تهران-واحدمرکزی خبر-باشگاه خبرنگاران-شبکه خبر-ایلنا-مهر

روز 8 آذر 1384 رفتم ساختمان شیشه ای نواری را به جام جم دادم . در مسیر برگشت در راهرو شهید محمودایل بیگی را دیدم .به ایشان گفتم :حاجی یک جامستقر شوید و مارا هم تحویل بگیرید و دوباره تیم خودتان دورهم جمع کنید . ایشان گفتند : آن کس که باید تحویل بگیرد کس دیگری است فعلا که او ما را تحویل گرفته،نوبت شما هم می رسد.

(( به جان حجت عین جمله اش بود . این جمله ظاهرا آن چند روز ورد زبانشان شده بود ... ))

15 آذر 1384 در ساختمان دوبله بودم . . .

از صبح تاساعت 16 ( چهار بعدازظهر ) درگیر آماده کردن چند فیلم بودیم ...

متوجه گذشت زمان نشدم .

ساعت 16 که از ساختمان دوبله آمدم بیرون تلفن همراهم شروع به زنگ زدن کرد : اولین تلفنی که شد سیاوش بود : کجایی بقایی،زنده ای؟

باخنده گفتم:سلام ساختمون دوبله بودم .

گفت: سلام،خبرداری چی شده؟

گفتم:مگه چی شده؟

گفت: بیا ساختمان خبرببینیمت.

در راه رفتن چندزنگ دیگه شد که باورکنید نفهمیدم چطورجواب دادم.

در مسیر متوجه حالات همکاران شدم و وقتی به ساختمان خبررسیدم . همه چیز را فهمیدم. سیاوش که منتظر من بود با دیدن من پرید بغلم کرد وبعدآروم زدتوگوشم و گفت :چراگوشیت راجواب نمی دادی ؟

با گریه گفتم : خوب آنتن نداشتم.

دوستان همه نگرانم شده بودند...

درهمین حین حمیدزنگ زد کجایی؟ گفتم :واحدخبرم. گفت :بیادفتر . رفتم پیش حمید آنقدرناراحت بود که رنگ به چهره نداشت.گفت:چه کاره ای؟ گفتم فعلا کاری ندارم. یه دوربین بردار بریم.رفتم پشتیبانی . دوربینی نبود که آفیش نباشد . یک دوربین تامسون به من دادند با سه حلقه نوار ...

دوربین رابرداشتم و با حمید و راننده سعید بود. رفتیم بهشت زهرا .

وای چقدر شلوغ بود . هیچ کس را راه نمی دادند.

من و حمید کار خبرنگارویژه داشتیم.نشان دادیم و رفتیم داخل . دیگر نمی شد دید.جنازه ها همه سوخته بودند. دنبال تک تک دوستان می گشتیم . آنقدر اشک ریختیم که لباسمان خیس شده بود. بی خیال دوربین شدیم. آقا سعید هوای دوربین را داشت. آن روز من و حمید یکی از تلخترین روزهای زندگیمان را درخاطرمان حک کردیم ...

یک هفته بعد از آن حادثه آقای ( م - ه ) به  من گقت : تومی دانستی که چه اتفاقی می افتد به خاطر همین ازخبر منتقل شدی ...

ومن گفتم : باورکن بعداز انتقالم از خبر چند رده شغلی تنزل داشتم.مگر . . . او خندید و گفت:خودتی !

باورکنید بعداز آن دیگر بامن حرف نمی زند . . .

اکثر دوستان مراکه می دیدند یاد افشار می افتاد یاد جواد می افتاد .یادابراهیم می افتادند.

یک حکایت دیگر بگویم. هواپیما در خانه ای خورد که متعلق به یکی از آشنایان بود بعدازحادثه این نیز برای ما ماجرایی دیگر پدید آورد . خوشبختانه آن زمان کسی منزل نبود ولی تاما این رابفهمیم مردیم و زنده شدیم ...

آن روز ، روز بسیار سختی بود روزی که مرا کشت و نمره ام را در دنیا صفر کرد ...

من دیگردر واحدخبرتهران نیستم،درسیمای تهران هم نیستم،اصلادیگرتهران نیستم.

 آمدم گیلان از صفر شروع کنم . اماباورکنید  صفر صفرم ...


 
 
تولید برنامه هایی برای جام جم . . .
نویسنده : حجت بقایی - ساعت ٥:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٥/۱
 

درانتظار عدالت -

گمشده -

ازایران بگو -

دیدنیهای تهران -

و دهها میان برنامه . . . . . . .